همیشه براش ذوق داشتی انجامش بدی ! یکیش همین آپ کردن وبلاگ بود
هر وقت آپش میکردم آروم میشدم و در حقیقت نوشتن آرومم میکرد !
اما دیگه هیچ اثری نداره انگار ! اگه پای کام بشینم کارم شده تو فیس بوک گشتن
و توییت کردن تو توییتر !! و اینکه تو مسنجر باشم و با ستاره بچتمو و با گلبرگ 4 تا
چیز بگیم بخندیم :( دیگه هیچی واسه این دل گرفته اثر بخش نیست !
اس ام اس بازی کردن با بیتا و دوستای دیگه شاید یکم دلخوشی واسه حواس
پرت کردنم باشه تا به اون چیزی که همیشه فکر میکنم ، فکر نکنم !
دپرس شدم ، اما از اینکه بقیه متوجه ام نشن خودمو به شادی میزنم
بیخودی سر خوش بودن چه فایده ؟
الانم منتظرم تا 4 روز دیگه ستــــــــاره بیاد و بلکه برم بیرون کلی باهاش
خوش بگذرونم و حال و هوام عوض بشه !
و دعا میکنم هر چه زود تر این روز ها و ساعت ها بگذره و فقط بگـــــــذره !
بگـــــــــــــــــــــــــــــــــذر ! :D :D
نوشته شده در هفتم آذر 1388ساعت 18 توسط ملیکا |
