تبليغاتX
دنیای رنگارنگ












دنیای رنگارنگ

رنگین کمان
دنیای رنگارنگ
دوستای من
RSS
دنیای رنگارنگ
طراح قالب:

دنیای رنگارنگ
لوگ دوستای من

.: مظهر وملیکا!!!! :.


سلام بچه ها من مظهرم .مظهرگلی .خیلیاتون شاید منو بشناسین وخیلیاتونم نه . ولی من دورادور باخیلیاتون که منو نمی شناسین آشنایی دارم ...خب بذارین خودمو معرفی کنم براتون ...


من مظهر گلی دوست ملیکا هستم .دیروز ازملیکا شنیدم که می گفت ازش پرسیدین که من فامیلیم گلیه؟نه بابا فامیلیم گلی نیستش چون اصولا خیلی آدم گلی هستم اسمم شد مظهرگلی!!!!


خب حالا می پرسین من چرا اومدم تو وبلاگ ملیکا خودم که وبلاگ دارم ؟!(نمی پرسین؟!) منم بهتون جواب می دم همین جور عشقی !ملیکا ازم خواست که من بیام وبلاگش رو اپ کنم منم همین جوری عشقی قبول کردم !!!وقراره که ازاین به بعد همین جوری عشقی عشقی این وبلاگ رو آپ کنیم .


ولی نمی دونم راجع به چی باید بنویسم !ولی همین جوری که نمی شه ...


چندروز پیش رفته بودم تو انباریه خونمون که یادم اومد یکی دوسال پیش کتابای بچگونمو گذاشته بودم اونجا خلاصه گشتم وپیدا کردم می خواستم بشینم همون جا بخونم که یادم اومد توانباری پُره موشهههه ومارمولکه منم کههههه شجااااااااااع فوری اومدم بیرون ...












البته دست خالی نیومدم دوسه تاکتاب تو دستم بود ،یکی ازاون کتاباکتاب خیال صورتی بود که سروده ی رودابه حمزه ای هستش ...




من وشمع



مانده ام من تنها


خانه مان تاریک است


هم اتاق من وهم


آسمان تاریک است




شمع درکنج اطاق


مثل من گریان است


ازدوتاچشمانش


اشک آویزان است




مثل اینکه اوهم


قد من می ترسد


چون که آرام آرام


شعله اش می لرزد




سایه ام بردیوار


چه بزرگ افتاده


روی درانگاری


عکس گرگ افتاده




آه برق آمد باز


همه جا روشن شد


باصدای صلوات


کوچه ها روشن شد




خانه درتاریکی


مثل یک زندان بود


آه این گرگ نبود


سایه ی گلدان بود



من وملیکا





خداحافظ دوستای عزیز ...راستی این عکسای بالا هم منو ملیکا هستیم !!!!اونی که زرد پوشیده منم اون یکیم ملیکاهستش!(خببب بابادعوانگیر هرکدوم که خودت دوست داشتی الان می زنه زیرگریه!)




[+] نوشته شده توسط ملیکا در 18:27 | |


.: دوست من شیرین !!!! :.


سلام دوستای خوبم میخواهم از شما خواهش کنم که به این وبلاگ سر بزنید:

www.shirin2200.blogfa.com

این وبلاگ برای یکی از دوستای من بنام شیرین هست

ممنون میشم اگر به وبلاگ این دوست من یک سری بزنید

وبا نظرات خودتون هم خوشحالش کنید هم ایده های جدیدی بهش بگویید که بتواند

راحت تر وبهتر در وبلاگش مطالب جالب و مورد پسند شما و دوستان دیگر بنویسد.

با تشکر از تمام دوستان خوبم.

در آخر می خوام چندتا عکس تقدیم شما دوستان خوبم کنم:

گل

         طبيعت

                  طبيعت

               بچه

                پايان

دوستتان دارم

تا اپ بعدی

فعلا خدانگهدار


[+] نوشته شده توسط ملیکا در 16:4 | |


.: (( وصیت نامه ی عاشق))!!! :.


اگر من مردم من را در تابوت سیاهی بگذارید تا همه بدانند در تاریکی بودم.

دستانم را باز بگذارید تا همه بدانند به چیزی که میخواستم دست نیافتم.

چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار کسی بودم که هرگز نیامد.

لبهایم را باز بگذارید تا همه بدانند در گفتن عشق واماندم

وتکه یخی در کنار قبرم بگذارید تا به جای معشوقم برایم اشک بریزد.

دوستان سلام در این فکر بودم که چی اپ کنم که یکی از دوستام پیشم بود گفت ملیکا بیا وصیت نامه ی یک عاشق رو بنویس

منم گفتم خوب من که هیچی تو فکرم ندارم پس تو بگو ومن بنویسم.

این بود از وصیت نامه ی یک عاشق .

بعد دوستم بهم گفت بیا من شعر یا هر چیزی که اسمشو میذاری بلدم خیلی کو تاه کوتاه هست باز منم گفتم بگو

چون من هیچی ندارم بنویسم اونم قراز شد که بگه منم بنویسم اونم چیزی نبود جز:

اگر در خواب میدیدم غم تلخ جدایی را
به دل هرگز نمیدادم خیال اشنایی را

ابن یکیش بود یکی دیگشم اینه:

افتاب مهربانی ساییه ی تو بر سر من
ای که در پای تو پیچیده ساقه ی نیلوفر من

خوب امیدوارم بازم خوشتون اومده باشه .
ممنونم که بازم این اپ منو خوندید.

قربان شما دوستای مهربونم
خدانگهدار


[+] نوشته شده توسط ملیکا در 16:31 | |