|
سلام سلام به همه ی دوستان دوست داشتنی ویه سلام
به دوستایی که سال تحصیلی جدیدی رو دوباره آغاز کردن 
خب امیدوارم اولین روزه مدرستون روبه خوبی گذرونده باشیدو
همین طور به خوبی بگذرونید خب منم امروز صبح بلند شدم
رفتم مدرسه البته بابام منو برداااااا وایییی آخه من صبحا
خیلی خسته هستم اصن من کلا دوست ندارم صبحا تکی
بلند شم پیاده برم مدرسه خب یکمی هم تنبل شدم 
خلاصه امروز بلندشدم و بابام منو بردگذاشت دم مدرسه منم
رفتم تو دنبال دوستام گشتم اول کسانی که دیدمشون
دوستم : هدا-بعد حسنا - بعد یکی از دوستام که
سال پنجم دبستان رو با هم گذروندیم و دیگه از اون
سال به بعد همدیگرو ندیدیم که اسمش مریم بود اونم دیدمو
بعد دوباره یکی از دوستام رو دیدم که
باز ۲ سال از هم جدا شدیم
که اسمش رقیه بود ودیگه دوستایی که مثل همیشه با هم
بودیمو دیدم مثل : راضیه - مهشاد -گوهر - مبینا - الهام.....
دیگه هر چی فکر میکنم اسم بقیه به ذهنم نمیرسه نمیدونم
فراموشی پیدا کردم خلاصه من از اونجا که لیست رو نگاه
کردم تو کلاس ۲/۱ بودم بودم خلاصه توکلاس منو رقیه
ومریم با هم بودیم آها راستی گوهر هم با ما بود
خلاصه معلم ادبیاتمون اومدسرمونومعلم مطالعات اجتماعی
و معلم دین و زندگی خیلی بهمون خوش گذشت 
ولی معلم مطالعات اجتماعی مون خیلی جدی بود 
میگفت من اصولا تو کلاس بچه های
ضعیف رو سر گروه میکنم
ولی معلم ادبیاتمون مهربون بود باهاش جور شدیم سریع
بعد معلم دین و زندگی خیلی با ایمان و نماز خون هست
خلاصه با دوستم راضیه اومدم خونه و به درسام رسیدم آخه
هنوز نرفته مدرسه معلم ها همه درس دادن عجباااااا
خب منم نشستم خوندنی هامو خوندم ونوشتنی هامو نوشتم
خلاصه خیلی جالب دیگه امروزم که گذروندیم فردا هم که
ریاضی وپرورشی داریموباید با بقیه معلم ها آشنا شیم
دیگه اینجوری بود امروز من
خب ببخشید که دیر آپ کردم میدونید که دیگه
مدرسه ها شروع شده و باید
به درسامون بیشتر توجه کنیم پس منم اگه دیر به دیر
آپ کردم منو ببخشیدچون باید بیشتر به درسام توجه کنم
آخه میدونید که اول دبیرستانم یکمی باید بیشتر
توجه کنم که برای کنکور بتونم موفق بشم
خب خیلی دوستتون دارم منو بازم ببخشید تا یه دیدار بعدی
خدانگهدار  
|